امروز شنبه آبان 3, 93 3:41 pm

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت [ ساعت تابستانی ] تنظیم شده است





ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 7 پست ] 
نويسنده پيغام
پستارسال شده در: چهارشنبه آذر 6, 87 11:43 am 
آفلاين
مدیر سایت
نماد کاربر

تاريخ عضويت: جمعه مهر 26, 87 12:52 pm
پست ها : 1225
با افزایش تعداد انسان‌ها، میزان آلودگی تحمیل شده بر زمین، آب، فضا و هوا افزایش می‌یابد. علاوه بر این، مصرف منابع زمینی نیز افزایش می‌یابد و نرخ رشد آن نیز بیشتر می‌شود. با توجه به این واقعیت كه جمعیت جهان رو به افزایش است، باید گفت كه حجم جمعیت، رابطه‌ی مستقیمی با میزان مصرف منابع زمینی دارد.




مقدمه:
عموماً چنین اندیشیده می‌شود كه برای تغذیه‌ی این همه انسان، باید میزان تولید محصولات غذایی را افزایش داد. این مقاله با ارایه شواهد فراوان، نشان می‌دهد كه افزایش جمعیت، همراه با تولید غذای زیادی است و هزینه‌ی این غذای بیشتر، در حقیقت از میان رفتن گونه‌های جانوری دیگر است و علاوه بر آن، معضلات بی‌شمار دیگری را برای بشریت به همراه داشته است كه از این میان، می‌توان به فقر، گرسنگی، سوءتغذیه، عدم بهداشت كافی، كمبود منابع آب، غذا، خاك و هوای سالم و … اشاره كرد.از میان همه‌ی معضلات زیست محیطی موجود، رشد سریع جمعیت به عنوان مضرترین آن شناخته شده است. در حقیقت، سرعت بخشیدن به رشد جمعیت، به منزله‌ی تشدید همه معضلات زیست محیطی است. «براون و نیلسون» با تحقیقی كه در سال ۲۰۰۰ انجام داده‌اند، بر چنین یافته‌ای تأكید كرده‌اند. با افزایش تعداد انسان‌ها، میزان آلودگی تحمیل شده بر زمین، آب، فضا و هوا افزایش می‌یابد. علاوه بر این، مصرف منابع زمینی نیز افزایش می‌یابد و نرخ رشد آن نیز بیشتر می‌شود. با توجه به این واقعیت كه جمعیت جهان رو به افزایش است، باید گفت كه حجم جمعیت، رابطه‌ی مستقیمی با میزان مصرف منابع زمینی دارد.
سازمان سلامت جهانی (WHO) در سال ۱۹۹۶ گزارش داد كه ۳ میلیارد نفر در جهان دچار سوءتغذیه هستند. به عبارت دیگر، در بسیاری از نقاط جهان، تعداد افراد بیشتر از توانایی تولید غذا و … در آن منطقه است. با توجه به آثار فراوان افزایش جمعیت بر كره‌ی زمین، رشد جمعیت به عنوان اصلی‌ترین عامل تخریبی محیط زیست و موجودات زنده محسوب می‌شود.در حال حاضر، همه بر این اعتقادند كه برای حمایت از جمعیت فعلی جهان، باید تولید مواد غذایی را افزایش داد. به عنوان مثال «یونگ» (۱۹۹۹) می‌گوید كه مطابق پیش‌بینی‌های پروژه‌های جمعیتی سازمان ملل، جمعیت كشورهای در حال توسعه، در سال ۲۰۲۵ بالغ بر ۸ میلیارد می‌شود و این آمار در سال ۲۰۵۰ از مرز ۹۰ میلیارد خواهد گذشت، او سپس چنین نتیجه‌گیری می‌كند كه «برای تغذیه‌ی این جمعیت رو به افزایش، باید برنامه‌های كشاورزی رو به توسعه‌ای را در نظر گرفت».برخی معتقدند كه مصرف كودهای شیمیایی، كاملاً تحت نظارت وزارت كشاورزی و اقتصادی قرار دارد و برخی نیز اعتقاد دارند كه تكنولوژی و علم، همه‌ی مشكلات آینده در رابطه با غذا را حل خواهند كرد. به عنوان مثال شركت ADM چنین تبلیغ می‌كند كه آنها در پی افزایش تولید مواد غذایی برای تغذیه‌ی جمعیت رو به افزایش بشر هستند. محصولات غذایی در ایالات متحده و بسیاری دیگر از كشورها، ظرف سه دهه‌ی ۱۹۸۰ ـ ۱۹۵۰ به شدت افزایش یافت.
تولید دانه‌های گندم و ذرت نسبت به سال ۱۹۴۰، اكنون سه برابر شده است، اما چنان كه «فارب» (۱۹۷۸) بیان داشته است: «تشدید تولید مواد غذایی برای تغذیه‌ی جمعیت بیشتر، خود عامل افزایش جمعیت نیز بوده است». به عبارت دیگر، از آنجا كه همواره با افزایش جمعیت، غذای بیشتری نیز تولید شده است، همین امر موجب افزایش بیشتر جمعیت گردیده است.«پی واگنر» (آوریل ۱۹۹۸) در تحلیل این مطلب، چنین بیان می‌دارد: «از آنجا كه جمعیت كشورهای مرفه ثبات یافته و حتی رو به كاهش است و جمعیت كشورهای فقیر به شدت در حال افزایش است، به نظر می‌رسد كه تولید غذا ارتباط با میزان جمعیت ندارد». اما تحقیقات «آبرنسی» (۱۹۹۵) با این حرف مخالف است. اطلاعات فزاینده‌ی ما در مورد ایالات متحده نیز با نظر واگنر مخالف است.
جمعیت ایالات متحده از سال ۱۹۹۵ تا ۱۹۳۵ دو برابر شده است و اكنون به ۲۷۰ میلیون رسیده است. به نظر می‌رسد كه تا ۷۵ سال دیگر، این جمعیت به دو برابر افزایش یابد و معادل ۵۴۰ میلیون گردد. این آمارها شامل میزان مهاجرت‌ها نیز هست و در حقیقت چنان كه «بوویر و گرنت» (۱۹۹۴) بیان داشته‌اند، مهاجران و فرزندان آنان حدود ۹۰ درصد از افزایش جمعیت آینده‌ی آمریكا از ۱۹۹۳ تا ۲۰۵۰را به خود اختصاص خواهند داد. در حقیقت، آنچه در آمریكا افزایش می‌یابد، جمعیت غیربومیانی است كه به همراه فرزندان خود بر میزان جمعیت این كشور می‌افزایند. با چنین نگاهی است كه محققان معتقدند، سؤال از این كه رشد جمعیت در كجا صورت می‌گیرد، در حقیقت ما را از این سؤال اصلی كه چرا رشد جمعیت رخ می‌دهد، غافل می‌سازد.مشكل دیگری كه تصویر ما را از رشد جمعیت مخدوش می‌سازد، این است كه رشد جمعیت به نظر آرام می‌رسد، ولی پیوسته صورت می‌گیرد. اضافه شدن یك میلیون نفر در هر چهار روز به جمعیت جهان و اضافه شدن ۳ میلیون نفر سالانه به جمعیت ایالات متحده، چندان قابل توجه و چشمگیر به نظر نمی‌رسد. اما با گذشت سال‌ها، ناگهان جمعیت جهان ۲ برابر می‌گردد و جمعیت ایالات متحده نیز همین طور.
مطالعات فراوانی كه بر روی جمعیت و تولید مثل حیوانات صورت گرفته، نشان می‌دهد كه همه‌ی حیوانات به میزانی كه منابع زیست محیطی محل زندگی آنها اجازه می‌دهد، جمعیت خویش را افزایش می‌دهند.بررسی‌های مرتبط با جوامع گوناگون بشری نیز رابطه‌ی میان وجود غذا و تعداد انسان‌ها و وفور غذا و تكثیر نسل‌ آدمی را به خوبی نشان می‌دهد. علی‌رغم فرهنگ‌های مختلف حاكم بر جوامع بشری، این اصل همواره ثابت بوده است كه در جوامعی كه دسترسی به غذا كمتر است، تولید مثل انسان‌ها و تعداد آنها نیز محدود است، اما با توسعه‌ی كشاورزی و دستكاری منابع طبیعی و عادی هر منطقه، به نظر می‌رسد كه تكثیر نسل آدمی به طور كلی از كنترل منابع طبیعی آن منطقه خارج شده است.
در حال حاضر، میزان منابع غذایی در دسترس بشر در جهان، هنوز رو به افزایش است، اما نرخ رشد این منابع رو به كاهش نهاده است. در حال حاضر ۱۳۰ میلیون تن از دانه‌های غذایی در ایالات متحده غذای دام‌های اهلی می‌شود. این میزان می‌تواند ۴۰۰ میلیون انسان را تغذیه كند و اگر وابستگی مواد غذایی به حیوانات اهلی را كاهش دهیم، می‌توان مواد غذایی بسیار بیشتری نیز برای بشر فراهم نمود. البته در این صورت، باید منتظر افزایش بیشتر جمعیت بشر بود كه در نهایت، این روند رو به افزایش بی‌رویه‌ی جمعیت انسان‌ها و از میان رفتن تنوع جانوری كره زمین منجر خواهد شد و البته این روند به افزایش گرسنگی و سوءتغذیه در جامعه بشری نیز دامن خواهد زد. از آنجا كه می‌دانیم افزایش جمعیت بشر رابطه‌ی مستقیمی با كاهش زمین كشاورزی، آب، انرژی و منابع بیولوژیكی دارد، می‌توان عواقب این افزایش را به خوبی در نظر آورد.اكنون انسان‌ها حدود ۵۰ درصد از تنوع بیولوژیكی زمین را در راستای اهداف خود، برای خود به مصرف می‌رسانند (پیمنتل، ۱۹۹۴) كه این امر با توجه به وابسته بودن گونه‌های مختلف جانوری به یكدیگر و نیاز آنها به هم، می‌تواند در نهایت به كاهش تنوع جانوری در جهان بیانجامد.



افزایش جمعیت و بیماری:
بسیاری از عواملی كه بر میزان جمعیت انسان‌ها اثر می‌گذارد، عواملی هستند كه به تراكم جمعیت بستگی دارند. (گوتلی، ۱۹۹۸) با افزایش تراكم انسان‌ها در یك سطح خاص، میزان منابع اختصاص یافته به هر فرد كاهش می‌یابد و از یك سطح خاص تراكمی به بعد، نرخ سلامتی كاهش یافته و نرخ مرگ و میر افزایش می‌یابد. در اولین نگاه، رابطه‌ی معنی‌داری میان نرخ سلامتی و تراكم جمعیت دیده نمی‌شود، اما با توجه بیشتر، معلوم می‌شود كه هم كیفیت و هم كمیت منابع طبیعی در دسترس یك فرد (به عنوان مثال آب و غذا و…) نقشی اساسی در سلامتی آدمی دارند. افزایش بیماری‌ها و فراگیری آنها در ارتباط با كاهش كیفیت آب، هوا، خاك و منابع دیگر طبیعی است و در مجموع، استانداردهای زندگی را كاهش می‌دهد. تفاوت‌هایی اساسی میان علل مرگ و میر در مناطق توسعه‌یافته و در حال توسعه وجود دارد.
در مناطق در حال توسعه، ۴۰ درصد از مرگ و میرها مربوط به بیماری‌های واگیردار، بیماری‌های مادرزادی و یا مرگ و میر پیش از تولد است، حال آنكه ۵ درصد از كل مرگ و میرها در مناطق توسعه یافته، به این بیماری‌ها مربوط می‌شود. (WHO، ۱۹۹۶) هر چند علل متعددی در این زمینه دخیل هستند، اما سرعت بالای رشد جمعیت كه منجر به غذای ناكافی، آب آلوده و خاك آلوده گردیده است، عامل اصلی انتقال بیماری و ایجاد مشكلات در سلامتی افراد است. (پیمنتل، ۱۹۹۸).به طور كلی با افزایش جمعیت، خطرات بیشتری سلامتی فرد را تهدید می‌كند. این افزایش خطر خصوصاً در جاهایی كه بهداشت كافی وجود ندارد، سرعت بیشتری می‌یابد. براساس آمار سازمان بهداشت جهانی، از سال‌های ۱۹۹۲ ـ ۱۹۸۲ میزان مرگ و میر بر اثر بیماری‌های واگیردار بیش از ۶۰ درصد افزایش یافته است.
مناطق زیست محیطی بسیار پرجمعیت خصوصاً مناطقی كه از نظر بهداشتی در وضع خوبی قرار ندارند، از مهم‌ترین نگرانی‌های موجود در زمینه‌ی بیماری‌های واگیردار هستند. (هولدن، ۱۹۹۵) به عنوان مثال، نوعی تب كه به تب دانگ مشهور است و از طریق پشه و آب قابل انتقال است، در شهرهای پرجمعیت بسیار سریع همه‌گیر می‌شود. در حال حاضر سالانه ۳۰ الی ۹۰ میلیون نفر مبتلای به این بیماری وجود دارد، كه این آمار به طرز وحشتناكی از سال ۱۹۸۰ به این سو افزایش داشته است. در حدود ۶۵ درصد از ابتلای به بیماری‌های واگیردار در سطح جهانی، از طریق فرد به فرد صورت می‌گیرد (WHO، ۱۹۹۶). علاوه بر این كه ۳۵ درصد از كل مرگ و میرها در جهان بر اثر بیماری‌های واگیردار است، حدود ۴۰ درصد دیگر از مرگ و میرها نیز در اثر عوامل مختلف زیست محیطی خصوصاً آلاینده‌های شیمیایی و ارگانیك صورت می‌گیرد.۸۰ درصد از كل بیماری‌های واگیردار در سطح جهان، ابتدا از آب آلوده آغاز می‌شوند و این آمار در كشورهای در حال توسعه حدود ۹۰ درصد است. سالانه ۲ میلیارد مورد اسهال در اثر كمبود بهداشت در جهان روی می‌دهد كه از این میان، ۴ میلیون مورد آن (بیشتر در میان كودكان و نوزدان) منجر به مرگ می‌گردد. (WHO، ۱۹۹۲).در كشورهای در حال توسعه، حدود ۹۵ درصد از فاضلاب شهری به آب‌های سطحی زمین وارد می‌شود. به عنوان مثال، در هند از میان ۳۱۱۹ شهر فقط ۲۰۹ شهر از برخی امكانات تصفیه‌ی فاضلاب و جلوگیری از ورود آن به آب‌های سطحی برخوردار هستند و از این میان، تنها ۸ شهر چنین تسهیلاتی را به طور كامل داشته‌اند. این آب در ادامه‌ی مسیر خود، برای نوشیدن، استحمام و شست‌وشو مورد استفاده قرار می‌گیرد. در ایالات متحده نیز ۵۰ درصد از آب دریاچه‌ها به واسطه‌ی آلاینده‌های حاوی نیترات‌ها، فسفات‌ها و دیگر مواد شیمیایی، آلوده گردیده است. (گلیك، ۱۹۹۳).
شیوع و افزایش مرگ و میر در اثر بیماری‌های واگیرداری چون مالاریا (كه ۵۰۰ میلیون نفر در سال به آن مبتلا می‌شوند و ۷/۲ میلیون نفر سالانه در اثر آن می‌میرند)، از دیگر معضلات آلوده شدن آبهاست. علاوه بر این، آلودگی هوا سالانه زندگی صدها میلیون انسان را تحت تأثیر قرار می‌دهد (UNEP / WHO، ۱۹۹۳) و افزایش این آلودگی‌ها، در اثر افزایش جمعیت بشر است كه منجر به استفاده‌ی بیشتر از مواد شیمیایی، مصرف بیشتر سوخت‌های فسیلی، اتومبیل‌های بیشتر و … شده است.به همه‌ی این معضلات، باید معضل گرسنگی و سوءتغذیه را نیز اضافه كرد. یكی از اساسی‌ترین و جدی‌ترین بیماری‌های انسانی مربوط به كمبود منابع طبیعی، معضل سوءتغذیه است. سوءتغذیه مرتبط با كمبود كالری، پروتئین و ویتامین (خصوصاً ویتامین A)، آهن، ید و … است. امروزه بیش از ۳ میلیارد نفر (نیمی از جمعیت جهان) از سوءتغذیه رنج می‌برند (WHO، ۱۹۹۶) كه این میزان سوءتغذیه در طول تاریخ بی‌سابقه است. به عبارت بهتر با افزایش جمعیت جهان، تعداد و درصد افراد دچار سوءتغذیه افزایش یافته است.
بنابراین می‌توان بیان داشت كه تعداد و افزایش افراد دچار سوءتغذیه، محصول و معلول حجم جمعیت است.فقر، كمبود بهداشت، سوءتغذیه، بیماری‌های واگیردار و شیوع آنها، گرسنگی و … همه و همه آثار و پی‌آمد افزایش بی‌رویه‌ی جمعیت بشر و افزایش بیش از حد تراكم انسانی در بخش‌هایی از محیط زیست است.



مسئله جمعيت:

مسئله‌ي جمعيت و افزايشِ روز افزون آن، از بزرگترين و عظيم‌ترين مشكلاتي است كه سالهاست گريبانگيرِ بشر شده تا جايي كه شايد بتوان گفت هيچ معضلي به قدر افزايش جمعيت براي انسان ايجادِ مشكل نكرده است.

از دورانِ افلاطون به مسئله‌ي جمعيت و محدود بودنِ آنها در شهرهاي نمونه و سلامتِ آنان توجه مي‌شد و تدريجاً با پيشرفت زمان، دانشمندانِ زيادي در موردِ ازيادِ جمعيت و مُخاطرات آن، بحث كرده‌اند.

اولين دانشمندي كه در اين باره، به طورِ جدي با مطالعه‌ي دقيق‌ِ‌ خود، اهميتِ ازديادِ جمعيت را به دنيا عرضه كرد مالتوس بود كه در انگلستان در سال 1766 ميلادي متولد شد، او در سال 1798 ميلادي كتابي درباره جمعيت و رُشد و ازديادِ آن در آينده مُنتشر كرد كه باعثِ شُهرت او شد. بحثِ مالتوس درباره عدم تعادل بين جمعيت و وسايل معيشت بود، انديشه مالتوس بر اين اصل بود كه عدمِ تناسب كامل ميانِ رُشد جمعيت از يك سو و مواد غذايي از سوي ديگر وجود دارد، جمعيت براساسِ تصاعد «هندسي» افزايش مي‌يابد در حالي كه افزايش مواد غذايي تابعِ «تصاعد حسابي» است، كه نتيجه رُشد هندسيِ ـ جمعيت، دو برابر شدنِ آن در 25 سال است.

مالتوس نظرياتِ جنجال برانگيزي ابراز كرد و مي‌گفت در دنيايي كه مملو از نفوس‌ِ زيادي است افرادي كه متولد مي‌شوند اگر غذاي آنها را خانواده تأمين نكند و منشأ كار شخصي نباشد، حقِ مطالبه كوچكترين سهمي از مواد غذايي را ندارند، در حقيقت او موجودي زيادي است و در ضيافتِ طبيعت، قاشق و چنگالي براي او گذاشته نشده است.

پس از مالتوس، دانشمندان، بيشتر در اين راه كار كردند و معضلاتِ افزايشِ جمعيت روشن شد و در قسمتي از جهان، جمعيت تنظيم شده و در كشورهاي ديگر نيز اين مشكل عظيم به تدريج حل خواهد شد.

ادواري كه جمعيتِ بشري طي كرده به صورت زير بوده است:







1ـ جمعيتِ زمين در دورانِ ماقبلِ كشاورزي
بشر در چند صد هزار سال تا حدود 2 ميليون سال قبل در روي زمين ظاهر شده و با شكار و صيد و خوشه‌چيني زندگي كرده است. در آن زمان جمعيتِ زمين يك نفر در هر 100 كيلومتر مربع بوده ولي در مناطقِ نزديكِ دريا، ممكن بود يك نفر در يك كيلومتر مربع باشد.



2ـ جمعيت زمين در دورانِ كشاورزي
- در حدود ده هزار سال پيش، در اولين انقلابِ بزرگِ اقتصادي ـ اجتماعيِ تاريخ، انسان با اهلي‌كردن حيوانات و كشت گياهان در آسياي جنوب غربي (خاور نزديك) به بهبود زندگي خود مي‌پردازد.

- در اين دوران جمعيت جهان را در حدود 5 ميليون يا كمي بيشتر تخمين مي‌زنند.

- در پي اين انقلاب، توان غذايي زمين بهبود يافته و جمعيت كره زمين به بيش از ده نفر در هر كيلومتر مربع رسيد.


- با پيشرفت‌هاي تدريجي، دومين انقلابِ بزرگِ شهرنشيني (در حدود هزاره ششم قبل از ميلاد) شروع شد (در منطقه بين النهرين).


- در اين دوران، تحولات تكنولوژيك، مثل كشف آهن و غيره پديد آمد و تمدن‌هاي ايران و هندوستان و چين و نواحي مديترانه به اوجِ شكوفايي رسيد:


- در سالهاي حدود ميلاد مسيح (2 هزار سال قبل) جمعيت زمين را 300 ميليون نفر تخمين مي‌زنند.


- جمعيت دنيا در سال 1650 ميلادي در حدود 545 ميليون نفر برآورد شد (يعني در طول دوران كشاورزي، جمعيت جهان بيش از صد برابر مي‌شود).




جمعيت زمين در عصر جديد
از اواخر قرن 15 و اوايل قرن 16 در اروپا رنسانس شروع شد و توجه انسان به علم و دانش و بهبود بهداشت، باعث ازدياد جمعيت شد. از اواخر قرن 18 و اوايل قرن 19 انقلاب صنعتي در انگلستان شروع شد، سپس شامل اروپا و آمريكاي شمالي شد، كه باعث دگرگوني‌هاي عميقي در زندگي‌ِ اجتماعي بشر شد.

با كنترل قحطي‌ها و بهبود وسايلِ ارتباطي و انقلاب پزشكي و كنترلِ جنگ‌ها، جمعيت با شتابي بي‌سابقه، رو به افزايش نهاد.

جمعيت زمين از سال 1650 تا قرن 19 به يك ميليارد نفر رسيد و از سال 1850 تا 1925 يعني حدود 75 سال، باز جمعيتِ دنيا دو برابر شد كه به دو ميليارد رسيد.

سپس از سال 1925 تا 1975 به دو برابر يعني به چهار ميليارد رسيد، و اين جمعيت، دهه اولِ قرن فعلي از مرز 5/6 ميليارد گذشت.

_________________
هر درخت گل كه زيب خانه‌اي است
خود معاد و هم جزاي دانه‌اي است


بالا
 مشخصات  
 
پستارسال شده در: چهارشنبه آذر 6, 87 11:44 am 
آفلاين
مدیر سایت
نماد کاربر

تاريخ عضويت: جمعه مهر 26, 87 12:52 pm
پست ها : 1225
تحولات جمعيتي در ايران
در نخستين سرشماري كه در سال 1286 در زمان اميركبير انجام شد جمعيت ايران متجاوز از 8 ميليون نفر بود، اين رقم در سال 1325 به 15 ميليون نفر و در سرشماري رسمي در سال 1335 به حدود 9/18 ميليون نفر و در سال 1345 به حدود 26 ميليون نفر و در سرشماري رسمي سال 1355 به 7/33 ميليون نفر رسيد. پس از انقلاب در سرشماري سال 1365 جمعيت ايران به 50 ميليون نفر و در سال 1375 به بيش از 60 ميليون نفر رسيد و در سرشماري سال 1385 به بيش از 70 ميليون نفر بالغ شد و مشكلات عظيمِ خود را، اين افزايش برجاي خواهد گذارد.

جاي تعجّبِ فراوان است اين سيلِ بنيان‌كَن سالهاي طولاني است دنيا را فراگرفته است (به جز كشورهاي پيشرفته كه اين فاجعه را مهار كرده‌اند) اما كشورهاي در حال توسعه كه اكثريتِ جمعيتِ جهان را تشكيل مي‌دهند كار چنداني براي كنترل و جلوگيري از روند شتابنده آن نمي‌كنند و از انفجار اين بُمب وحشتناك جمعيت باكي ندارند!

*

انبوه جمعيت، همچنان كره زمين را در معرض آسيب‌هاي غيرقابل جبران گذارده و روشنفكران و دانش‌پژوهاني كه در دنيا فراوانند در مقابل اين فرآيند سكوت اختيار نموده و يا با نوشتن كتاب و مقالاتي، مسئوليت خود را تمام شده فرض نموده و با احساس خستگي خود را از صحنه كنار مي‌كشند.

انبوه روزافزون جمعيت، بي‌شك جهان را در مقابل بزرگترين فاجعة تاريخ قرار خواهد داد و كشورهاي پيشرفته نيز گرفتار عوارض آن خواهند شد ولي اگر جهانِ پيشرفته كمك‌هاي بيشتري در اين مورد مي‌كردند، وضعِ جمعيت رو به كاهش پيش مي‌رفت و از انفجار جمعيت تا حدودِ زيادي پيشگيري مي‌شد.

امروزه فقر غذايي و اقتصادي رابطه‌ي مستقيمي با ميزان جمعيت هر كشوري دارد.




عوارض افزايش جمعيت
اهم عوارض افزايش جمعيت به طور خلاصه عبارتند از:




1ـ اثر جمعيت بر منابع تأمين غذا
در گذشته صادرات سنتي كشورهاي در حال توسعه به كشورهاي پيشرفته ارسال مي‌شد، مثلاً 70 سال قبل 11 ميليون تن غلات به كشورهاي پيشرفته ارسال شد و 20 سال بعد با وجود بهبود كشت و زرع و بهبود فن آبياري اين مقدار به نصف تقليل يافت و سپس به دليل قحطي در آسياي جنوبي جريان صادرات غله معكوس شد.

در اين حال، بعضي از كشورها با استفاده از اصول جديد زراعت به خودكفايي رسيدند. بدبختانه زمين‌هاي زراعتي به تدريج كاهش مي‌يابد، به طور مثال بين سالهاي 1980 تا سال 2000 وسعت شهرهاي جهان از 8 ميليون هكتار به 17 ميليون هكتار رسيده، با افزايش جمعيت و افزايش شهرها، ضايعات جمعيت بيشتر پديدار مي‌شود.

علاوه بر كاهش زمين‌هاي قابل كشت، فرسايش خاك و آلودگي زمين، به اين بحران دامن مي‌زند به طور مثال ساليانه 20 ميليون تن از خاك مزارع شسته شده و به دريا مي‌ريزد.

طبق برآورد سازمان كشاورزي و مواد غذايي (FAO) مقدار يك‌چهارم جمعيت جهان دچار كمبود شديد كالري و سه‌پنجم مردم دنيا به نحوي دچار كمبود تغذيه به ويژه كمبود پروتئين مي‌باشند.




2ـ اثر جمعيت بر خانوار و بهداشت
اثرات افزايش جمعيت بر خانواده ناشي از پرجمعيت‌تر شدن خانوارها است.

اين امر بويژه در خانواده‌هاي فقيرتر منجر به عدم توان تأمين مايحتاج زندگي از جمله غذا توسط سرپرست خانوار مي‌شود.

تجربه نشان مي‌دهد هرچه بر بعد خانوار افزوده شود، سوءتغذيه و بروز انواع عفونت‌ها در خانوار افزايش مي‌يابد.

ميزان مرگ و مير در اين خانوارها بيشتر است. همچنين بعد زياد خانواده بر ضريب هوشي كودكان اثر مستقيم دارد.




3ـ اثر جمعيت بر آموزش و پرورش
به موازات افزايش جمعيت ، هزينه‌هاي آموزشي كشور نيز افزوده مي‌شود به همان ميزان كه جمعيت افزوده مي‌شود بايد از بودجه‌هايي كه بايد صرف آبادي كشور شود كاسته شده و صرف آموزش كودكان شود.

اگر از ميزان باروري كاسته شود، بودجه‌هاي فراواني ذخيره مي‌شود كه بخشي از آن را مي‌توان صرف تعليم و تربيت و بهداشت خانوارها كرد.




4ـ اثر جمعيت بر مسكن
رشد بالاي جمعيت در يك دوره تقريباً 20 ساله منجر به افزايش شديد ميزان ازدواج و به تبع آن افزايش تعداد خانوار در جامعه مي‌شود. اين امر به نوبه خود به بازار مسكن شوك وارد مي‌كند و موجب كمبود مسكن و به تبع آن گراني مسكن مي‌شود.




5 ـ اثر جمعيت بر ميزان اشتغال
به هر اندازه جمعيت افزايش يابد، تعداد زيادتري جوان وارد بازار كار مي‌شوند و چون براي معدودي از آنان كار وجود دارد انبوه بيكاران، سر بار مهلكي بر دوش كشور مي‌شوند.

اين خيل عظيم لشكر بيكاران، مي‌تواند بر ناهنجاري‌هاي اجتماعي به شدت بيافزايد.




6 ـ اثر جمعيت بر شهرنشيني
رشد شهرنشيني ابتدا در اروپا پس از شروع صنعتي شدن كشورها شروع شد، سپس شامل كشورهاي در حال توسعه گرديد، علت آن نامساعد شدن زندگي در روستاها و همزمان با آن افزايش جاذبه‌هاي شهري است.

كثرت جمعيت شهري باعث افزايش مصرف‌زدگي، رشد آلودگي و تغيير كاربري اراضي كشاورزي به اراضي شهري مي‌شود.




7 ـ اثر جمعيت بر منابع طبيعي
بعضي از منابع طبيعي مانند زمين، جنگل، دريا تجديدپذيرند ولي با ازدياد جمعيت فعلي و اندكي بيشتر، اين منابع هم در مخاطره مي‌افتند. ولي منابع طبيعي تجديدناپذيري مانند ذغال‌سنگ و نفت با افزايش جمعيت، كاهش و سپس پايان مي‌يابند كه اين وضعيت بسيار خطرناك است.




8 ـ اثر جمعيت بر منابع آب
با افزايش جمعيت استفاده از آب شرب رو به فزوني مي‌گذارد و برخي مناطق دنيا با كمبود آب سالم مواجه مي‌شوند.

بسياري از تحليلگران پيش‌بيني كرده‌اند كه جنگ‌هاي آينده بر سر آب خواهد بود.

كمبود آب صرفاً در آب آشاميدني ظهور نمي‌كند، بلكه با افزايش جمعيت نياز به آب كشاورزي و آب صنعتي نيز بيشتر مي‌شود حال آنكه منابع آب شيرين و در دسترس جهان محدود است.

در كشورهاي توسعه يافته، مسئلة جمعيت جهان و موضوع ازدياد و انفجار جمعيت مطالعه مي‌شود و جمعيت‌شناسان تلاش مي‌كنند. بفهمند دنياي ما ظرفيت چه ميزان جمعيت را دارد.

بزرگترين جمعيت‌شناس انگليسي جهان معتقد است «زمين ما با دو ميليارد جمعيت، زندگي بشر در نهايت آسودگي خواهد بود.»

اينك سيل جمعيت از روستاها به سوي شهرها سرازير شده ، شهرهاي جهان رو به ازدياد و توسعه نهاده، ترافيك وحشتناك و ساختمان‌هاي سر به فلك كشيده و آلودگي رو به ازدياد هوا، به نابودي بشر كمك مي‌كند.

آلودگي‌هايي كه بشر در طبيعت بوجود آورده علاوه بر زيان‌هاي وحشتناكي كه براي افراد دارد، باعث نابودي درختان سرسبز و گل و گياه و حتي گونه‌هاي جانوري شده و نهايتاً به نابودي زمين مي‌انجامد.

كشور ما نيز در نيم قرن اخير، از مصيبت ازدياد جمعيت مصون نمانده است.

از اواخر دهه 40 سياستهاي كنترل جمعيت آغاز شد اما متأسفانه با شروع جنگ تحميلي، سرعت اين مبارزه كاستي گرفت و جمعيت رو به ازدياد نهاد و از مرز 70 ميليون نفر عبور كرد و اكنون نيز نسل جوان شروع به زاد و ولــد نموده و اين انفجار جمعيت كشور را در معرض تهديد قرار داده است و متأسفانه در چنين شرايط بحراني، ملت ايران و جامعه دانشگاهي و دلسوزان اجتماعي در مقابل اين مسئله، سكوت اختيار كرده‌اند.

اين جمعيت روزافزون، عامل عقب‌ماندگي كشور هم هست. و در چنين وضعيتي، اكثر افرادي كه به دنيا مي‌آيند، مي‌بايد در عالمي آشفته زندگي كنند كه هر گوشه‌اش دچار بلايا و معضلات است.

_________________
هر درخت گل كه زيب خانه‌اي است
خود معاد و هم جزاي دانه‌اي است


بالا
 مشخصات  
 
پستارسال شده در: چهارشنبه آذر 6, 87 11:45 am 
آفلاين
مدیر سایت
نماد کاربر

تاريخ عضويت: جمعه مهر 26, 87 12:52 pm
پست ها : 1225
افزایش جمعیت ورشد شتابنده آن موجب شده که افزایش تولید محصولات استراتژیک زراعی ، قابل لمس نباشد.

گندم ، برنج وذرت سه محصول استراتژیک زراعی کشورما یه شمار می آیندکه درحال حاضر بیش از پنجاه درصد ازکالری مصرفی کل جمعیت کشوررا تامین می کنند ودرنوع خود ازمواد غذائی مهم روزمره خانوار ایرانی محسوب می شوند.
رشد بالای جمعیت کشورما ، موجب شده که شیرینی درخورتوجه رشد تولیدات سالانه برنج، گندم وذرت که حاصل سختکوشی روستائیان بوده ، درذائقه ها ملموس نشود.
اما ازمناطقی که هرساله به زیر کشت برنج ، گندم وجو می رود ، جلگه حاصلخیز غرب گیلان( ازهشتپر طوالش تا آستارا) است که هرچه به سمت ناحیه کوهستانی تالش می رویم ، کشت این محصولات بیشتر دیده می شود. میزان برداشت برنج، گندم ، جو وذرت درمناطق روستائی گیلان نسبت به گذشته افزایش چشمگیری داشته است ، اما افزایش جمعیت ورشد شتابنده آن درنواحی غرب گیلان موجب شده که افزایش تولید محصولات استراتژیک زراعی ، دراین منطقه وسیع، قابل لمس نباشد.
دکتر نصرالله مولائی ، مهمترین مسائل جمعیتی در روند تحولات جمعیتی نواحی غرب استان گیلان را در این نکات می داند:

الف) افزایش جمعیت ورشد بالای آن.

ب) هدایت جریان جمعیت به سوی قطبی شدن سکونت گاه درمراکز شهرستان ونقاط شهری.

ج) مهاجرت درون ناحیه ای وبرون ناحیه ای ازنقاط روستائی به روستاهای برخوردار وپرجمعیت درسایر نواحی گیلان.

د) افزایش بیکاری درسطح ناحیه.

ه) عدم تعادل جمعیتی ، امکانات وخدمات درغرب وشرق گیلان که براثر عدم نظم منطقی درسکونت گاههای جمعیتی استان گیلان به وجود آمده است.

اراضی غرب استان گیلان برای کشت محصولات استراتژیک زراعی (برنج، گندم وذرت) مستعد به نظر می رسند واین ازاضی به سبب همسایگی با استان اردبیل که مسیر ارنباطی منطقه با مرکز کشور به شمار می رود ونیز برخورداری ازجلگه های حاصلخیز ، کوهپایه ها ، کوهستانهای سرسبز ودریا از موقعیت ممتازی برخوردار هستند.
خاک های حاصلخیز جلگه ای ، پوشش گیاهی جنگلی با مراتع غنی برای امورکشاورزی ازقبیل زراعت برنج ، باغداری ، زنبورداری ودامداری از ویژگی های عمده اراضی غرب استان گیلان به شمار می روند.
غرب استان گیلان ازنظر توزیع جمعیت بافت روستائی دارد ، ولی مهاجرت ازروستاها به شهرها وتبدیل برخی از روستاها به مناطق شهری ، درصد جمعیت روستائی آن را کاهش داده است.
با توجه به طرح مسائل فوق وآگاهی ازچندوچون جمعیت وشناخت ابعاد، ساختار وگستردگی وتحولات آن ، ازابزار مهم تصمیم گیری وبرنامه ریزی برای توسعه کشور به شمار می آید.





افزایش جمعیت؛کاهش استانداردهای زندگی

این حقیقت که رشد سریع جمعیت جهان هنوز متوقف نشده است و عموماً چنين انديشيده مي‌شود كه براي سلامت و تغذيه‌ همه انسانها، بايد سطح سلامت و ميزان توليد محصولات غذايي جامعه را افزايش داد؛ به عنوان یک حقیقت عینی مورد تاکیدو تایید قرار می گیرد.
اما، در حقيقت این اندیشه در درون خود ، معضلات بي‌شمار ديگري را براي بشريت به همراه داشته و خواهد داشت، كه از اين ميان، مي‌توان به فقر، گرسنگي، سوءتغذيه، عدم بهداشت كافي، كمبود منابع آب، غذا، خاك و هواي سالم و … اشاره كرد.
از ميان همه‌ي معضلات زيست محيطي موجود، رشد سريع جمعيت به عنوان مضرترين آن شناخته شده است. در حقيقت، سرعت بخشيدن به رشد جمعيت، به منزله‌ي تشديد همه معضلات زيست محيطي است.
با افزايش تعداد انسان‌ها، ميزان آلودگي تحميل شده بر زمين، آب، فضا و هوا افزايش مي‌يابد. علاوه بر اين، مصرف منابع زميني نيز افزايش مي‌يابد و نرخ رشد آن نيز بيشتر مي‌شود. با توجه به اين واقعيت كه جمعيت جهان رو به افزايش است، بايد گفت كه حجم جمعيت، رابطه‌ي مستقيمي با ميزان سلامت جوامع بشری و مصرف منابع زميني دارد
در بسياري از نقاط جهان، تعداد افراد، بيشتر از توانايي توليد غذا و … در آن منطقه است. با توجه به آثار فراوان افزايش جمعيت بر كره‌ زمين، رشد جمعيت به عنوان اصلي‌ترين عامل تخريبي محيط زيست و موجودات زنده محسوب مي‌شود.
در حال حاضر، همه بر اين اعتقادند كه براي حمايت از جمعيت فعلي جهان، علاوه بر توجه به افزایش کمیت وکیفیت سطح ارایه خدمات پزشکی ودرمانی بايد توليد مواد غذايي را افزايش داد. به اعتقاد یکی از کارشناسان در این زمینه ،مطابق پيش‌بيني‌هاي پروژه‌هاي جمعيتي سازمان ملل، جمعيت كشورهاي در حال توسعه، در سال 2025 بالغ بر 8 ميليارد مي‌شود و اين آمار در سال 2050 از مرز 90 ميليارد خواهد گذشت، كه به نظر می رسد براي سلامت،بهداشت و تغذيه‌ اين جمعيت رو به افزايش، بايد برنامه‌هاي رو به توسعه‌اي، وسعی هم برای بهداشت عمومی وهم برای بخش كشاورزي در نظر گرفت.
از آنجا كه جمعيت كشورهاي مرفه ثبات يافته و حتي رو به كاهش است و جمعيت كشورهاي فقير به شدت در حال افزايش می باشد، به نظر مي‌رسد كه این عدم توازن درسالها ودهه های آینده موجب شکاف بیشتر بین این کشور ها؛ مو سوم به کشور های شمال وجنوب خواهد شد.
مشكل ديگري كه تصوير ما را از رشد جمعيت مخدوش مي‌سازد، اين است كه رشد جمعيت به نظر آرام مي‌رسد، ولي پيوسته صورت مي‌گيرد. اضافه شدن يك ميليون نفر در هر چهار روز به جمعيت جهان و اضافه شدن ميليون ها نفر سالانه به جمعيت جهان در نهایت ، فاجعه زیست محیطی جبران ناپزیری رابه دنبال خواهد داشت.
هر چند که در خصوص مقوله سلامت ،بهداشت وافزایش جمعیت در جهان ،در اولين نگاه، رابطه‌ي معني‌داري ميان نرخ سلامتي و تراكم جمعيت ديده نمي‌شود، اما با توجه بيشتر، معلوم مي‌شود كه هم كيفيت و هم كميت منابع طبيعي در دسترس يك فرد (به عنوان مثال آب و غذا و…) نقشي اساسي در سلامتي آدمي دارند. افزايش بيماري‌ها و فراگيري آنها در ارتباط با كاهش كيفيت آب، هوا، خاك و منابع ديگر طبيعي است و در مجموع، استانداردهاي زندگي را كاهش مي‌دهد.
به طور كلي با افزايش جمعيت، خطرات بيشتري سلامتي فرد را تهديد مي‌كند. اين افزايش خطر خصوصاً در جاهايي كه بهداشت كافي وجود ندارد، سرعت بيشتري مي‌يابد. براساس آمار سازمان بهداشت جهاني، از سال‌هاي 1992 ـ 1982 ميزان مرگ و مير بر اثر بيماري‌هاي واگيردار بيش از 60 درصد افزايش يافته است.
آلودگي هوا سالانه زندگي صدها ميليون انسان را تحت تأثير قرار مي‌دهد و افزايش اين آلودگي‌ها، در اثر افزايش جمعيت بشر است كه منجر به استفاده‌ي بيشتر از مواد شيميايي، مصرف بيشتر سوخت‌هاي فسيلي، اتومبيل‌هاي بيشتر و …شده است.
در پایان با اشاره به برخی از عوارض این مساله نظیر :فقر، كمبود بهداشت، سوءتغذيه، بيماري‌هاي واگيردار و شيوع آنها، گرسنگي و …که همه و همه آثار و پي‌آمد افزايش بي‌رويه‌ي جمعيت بشر و افزايش بيش از حد تراكم انساني در بخش‌هايي از محيط زيست می باشد،امید است که با افزایش سطح آگاهیهای عمومی وهمچنین تلاش بیشتر و جدی تر مجامع بین المللی درآستانه روز جهانی جمعیت؛اراده ای جهانی راموجب شود تادر سایه آن حرکت وتلاش همه جانبه ای در بشر برای نجات نسل خود ایجاد کند.








تغيير ساختار اقتصادي از کشاورزي به صنعتي در ايران بدون توجه به بسترسازي لازم که به تبع آن رواج شهرنشيني و هجوم گسترده روستاييان به شهرها را در پي داشته است، به ظهور مشکلاتي اساسي منجر شد.


پايگاه اطلاع رساني انبوه سازان ايران
مساله مسکن نمونه بارز اين مشکلات است. در چند دهه اخير وجود مشکلات و موانع دست و پاگير در امر توليد موجب شده است كه فرهنگ سرمايه‌گذاري از توليد به سمت حوزه‌هايي نظير ساخت و ساز يا خريد مسکن سوق يابد.
به عبارتي ديگر معضلات م جود در بخش توليد اعم از بوروکراسي‌هاي اداري و قوانين دست و پا گير، عدم حمايت از توليد و در نتيجه قابل رقابت نبودن کالاهاي توليد داخل و غيره موجب شده است تا انگيزه‌اي براي سرمايه‌گذاري از بخش‌هاي مولد از سوي سرمايه‌داران داخلي وجود نداشته باشد و در مقابل، سرمايه‌گذاري‌ها به سمت حوزه‌هايي سرازير شود که براي افراد درآمد بيشتر، زودبازده‌تر و کم دردسرتر باشد.
به طوري که در چند سال اخير، سرمايه‌گذاري در حوزه مسکن از جمله پررونق‌ترين و زودبازده‌ترين حوزه‌هاي سرمايه‌گذاري بوده است؛ چرا که بخش قابل توجهي از نقدينگي موجود در کشور به اين سمت سرازير شده است.
گرچه توليد و عرضه مسکن در نفس خود امري نامطلوب به شمار نمي‌رود؛ اما در شرايط فعلي اقتصادي، توليد مسکن همچون کالايي قابل فروش شده که فعالان اين بخش به‌انديشه سود بيشتر به اين امر روي آورده و در واقع با چنين عملکردي در برابر نياز واقعي مردم، فلسفه وجودي مسکن را خدشه‌دار کرده‌اند. اين واقعيت موجب شده تا مسکن نه به عنوان نياز اصلي، بلکه در حکم کالايي با قابليت تغييرات قيمتي کلان در جامعه مطرح شود.
تورم جهشي ايجاد شده در هر دو سه سال، گوياي اين واقعيت است؛ چراکه متوسط شاخص جهاني سهم هزينه مسکن در سبد هزينه خانوار حدود 15‌درصد است؛ اما اين شاخص در کشور ما بالا است. به طور کلي حدود 5/32‌درصد مي‌شود که در كلان‌شهرها به حدود 50‌درصد، در بين اقشار کم درآمد ساکن در شهرهاي بزرگ به 70‌درصد و در برخي موارد به 100‌درصد مي‌رسد. مساله ديگر اين که با وجود نياز بيش از سه ميليون خانوار به مسکن، حدود نيم ميليون واحد مسکوني خالي در کشور وجود ‌دارد که بيش از 170هزار واحد آن در تهران واقع است و گذشته از انگيزه‌هاي مالکان آنها از خالي گذاشتن آنها، دولت مي‌تواند با دريافت ماليات از ادامه چنين روندي جلوگيري کند.
برنامه چهارم حضور جدي بخش مسکن را در سياست‌هاي دولت تثبيت کرد و طرح جامع مسکن از جمله مهم‌ترين مسووليت‌هاي وزارت مسکن و شهرسازي شمرده شد. از اين رو، وزارت مسکن از سال گذشته موظف شده است با توجه به اثرات متقابل بخش مسکن با اقتصاد ملي و نقش تعادل بخشي آن در ارتقاي کيفيت زندگي و کاهش نابرابري‌ها، طرح جامع مسکن را حداکثر تا پايان برنامه چهارم توسعه (پايان سال 1384) تهيه كند و به تصويب هيات وزيران برساند. سند نهايي طرح جامع مسکن که حاصل تلاش 24 گروه مطالعاتي است كه تير ماه 85 منتشر شد تا پس از اظهارنظر کارشناسان و نمايندگان مجلس شوراي اسلامي، طرح در اختيار هيات وزيران قرار گيرد.
در لايحه توليد و عرضه مسکن نيز، وزارت مسکن موظف شده است تا آماده سازي اراضي واگذاري شامل جوي و جدول، آسفالت، شبکه‌هاي تاسيساتي زيربنايي و ساخت مساجد را در کوتاه‌ترين زمان انجام دهد و عمليات ساخت بناها بايد متناسب با اجراي مرحله آماده سازي باشد. طرح واگذاري زمين‌هاي اجاره‌اي 99 ساله و ارائه تسهيلات به تعاوني‌ها براي ساخت واحدهاي مسکوني ارزان قيمت براي افراد کم درآمد در راستاي اين لايحه هدف‌گذاري شده است.
اين طرح ساخت و ارائه واحدهاي مسکوني ارزان قيمت را به نيازمندان مسکن نويد مي‌دهد؛ اما مسايلي نظير افزايش ت رم زاي قيمت مصالح ساختماني يا طولاني شدن زمان اجراي طرح‌ها مي‌تواند مانع از تحقق يافتن وعده واگذاري واحدهاي مسکوني ارزان شود.


در واقع چنين مسايلي موجب مي‌شود تا قيمت نهايي واحدهاي مسکوني به‌اندازه‌اي افزايش ي بد که علاوه بر باز پرداخت وام‌هاي غير واقعي، ميزان پرداخت پول نقد نيز افزايش ق بل توجهي پيدا کند.
از سوي ديگر ساخت شهرهاي جديد اطراف كلان‌شهرها با هدف ساکن کردن افراد فاقد مسکن متمرکز شده در اين شهرها، به ظاهر راهکار مطلوبي تلقي مي‌شود و چاره‌اي هم جز اين ديده نمي‌شود؛ اما واقعيت اين است که به صرف ساخت واحدهاي مسکوني و رفع مشكلات جانبي آن همچون حمل و نقل، نمي‌توان مشکلات اساسي‌تر آن را که بر ساختار اقتصادي - اجتماعي تحميل مي‌شود؛ ناديده گرفت. مشکلاتي همچون افزايش م اجرت به كلان‌شهرها، افزايش ج عيت حاشيه‌نشين‌ها و در نتيجه افزايش ب کاري ميان فرزندان و بروز معضلات اجتماعي ديگر، کم رنگ شدن برخي حوزه‌ها نظير کشاورزي در ساختار اقتصاد و در مقابل گسترش يافتن بخش‌هاي خدماتي و کاذب که نقش چنداني در توسعه اقتصاد ندارند و غيره مي‌توانند روند توسعه اقتصادي پايدار را با رکود مواجه سازند.
پيدايش شهرک‌هاي اقماري و حاشيه‌اي در اطراف کلان‌شهرها در دهه‌هاي اخير، چيزي جز جابه‌جايي مردم از روستاها به شهرک‌ها نبوده است. در واقع گسترش شهرک‌هاي جديد تحولات چندان مثبتي در روند اقتصاد کشور و توسعه اقتصاد صنعتي نداشته است.
با اين حال، با اجراي طرح‌هاي جديد، دوباره تجربه ناموفق شهرک‌هاي اقماري در اطراف كلان‌شهرها کليد مي‌خورد.
ا مرکز مطالعات تکنولوژي دانشگاه علم و صنعت ايران معتقد است: آنچه در داخل کشور تحت عنوان ساخت شهرهاي اقماري جديد اجرا شده است، سياستي شکست خورده است. طبق آمار موجود، اين شهرها در مجموع پذيراي جمعيتي کمتر از 10‌درصد ظرفيت اسکان خود بوده‌اند. نمونه آن شهر هشتگرد است که پيش‌بيني اسکان 500هزار نفر براي آن صورت گرفته است؛ اما طبق آمار شرکت عمران شهرهاي جديد قريب به 10‌درصد اين جمعيت را در خود جاي داده است. در مجموع و با توجه به شهرک‌هاي اقماري مانند فولادشهر و بهارستان در استان اصفهان مي‌توان گفت که هيچ يک از شهرک‌هاي جديد و شهرک‌هاي اقماري اطراف كلان‌شهرها نتوانسته‌اند بيش از 50‌درصد از ظرفيت پيش‌بيني شده جمعيتي را در خود اسکان دهند، البته بايد توجه داشت نمونه‌اي مانند شهر انديشه که توانست جمعيت 80هزار نفري را در خود جاي دهد، بيشتر پذيراي مهاجران نقاط ديگر کشور و حاشيه‌نشينان کرج و تهران بوده است و توفيقي در جذب جمعيت سر ريز تهران به دست نياورده است.
با توجه به اين که اغلب مهاجرت‌ها به شهرها به واسطه روابط خويشاوندي صورت مي‌گيرد و برخي روستاييان به‌رغم داشتن امکانات زندگي و شغل به دليل مهاجرت آشنايان به شهرها و احساس تنهايي، حاضرند، شرايط مساعد زندگي روستانشيني را ترک و مشكلات سخت زندگي اجاره‌نشيني شهري را به جان بخرند، در نتيجه بعيد به نظر مي‌رسد، اين بخش از جمعيت ساکن در شهرها که ممکن است کم درآمد نيز باشند، اقدام به خروج از محل همشهري نشين كنند و در شهرک‌هاي اطراف شهرها ولو با شرايط مطلوب‌تر سکونت گزينند. در چنين وضعيتي، زندگي
اجاره نشيني در شهرهاي بزرگ همچنان وجود خواهد داشت و مشكلات مربوط به مسکن نيز کاهش نخواهد يافت. معضلات ديگر قابل پيش‌بيني در اين زمينه، تهي شدن روستاها و تبديل شدن کشور به مجموعه شهرهايي با گرفتاري‌هاي بسيار خواهد بود. کشور فرانسه که الگوي ساخت شهرهاي جديد در اطراف كلان‌شهرها را در چند دهه گذشته پياده کرد، در حال حاضر ساکنان آن همچنان با مشكلات مختلفي همچون اشتغال دست به گريبانند.
به هر حال، هجمه تغيير ساختار اقتصادي از کشاورزي به صنعتي و ظهور رسمي تفکر خروج از جامعه سنتي به مدرن از دهه 40، در اذهان سياستمداران اين کشور، لحاظ نشدن جوانب آن و نيز برنامه‌ريزي‌هايي که لازم بود، موجب شد شهرنشيني با معضل حلب‌آبادي‌ها و حاشيه‌نشيني‌ها شکل گيرد و تا امروز که پس از تحمل چند ساله فشار مسکن روي مردم، دولت تصميم گرفته است كه اين مشکل را با ايجاد شهرک‌هاي جديد اطراف كلان‌شهرها رفع کند.
اما مسائلي که به نظر مي‌رسد بايد مورد توجه قرار گيرد، با مهار روند مهاجرت‌ها، خروج صنايع از كلان‌شهرها و تمرکز آنها در شهرهاي کوچک کشور، ايجاد قطب‌هاي مختلف اقتصادي (صنعتي، علمي، فرهنگي، کشاورزي، گردشگري و...) در شهرهاي مختلف کشور براي كم‌رنگ ساختن تصوير خاص مربوط به پايتخت و كلان‌شهرها در اذهان مردم، مي‌توان جذابيت زندگي در کشور را از دايره 8 شهر بزرگ به تمام شهرها گسترش داد.




شهرستان تهران به عنوان بزرگ‌ترين و در عين حال مهم‌ترين شهر كشور با موقعيت خاص اجتماعي، جغرافيايي، سياسي، فرهنگي و همچنين تمركز جمعيت با انبوهي از مشكلات، معضلات و نيازها در اشكال و انواع گوناگون، در ابعاد مختلف روبه‌روست.
در مبحث محيط‌زيست نيز بالطبع از آلودگي‌هاي زيست‌محيطي و تبعات و آثار آن نمي‌تواند در امان باشد.
تهران با انبوهي از آلاينده‌هاي مختلف احاطه شده است و هر روز بيشتر از روز پيش مورد تهديد قرار مي‌گيرد. اين معضل بزرگ، ساكنان كلانشهر را در معرض طيف وسيعي از بيماري‌ها و مشكلات جسمي، روحي و رواني قرار داده است.
بديهي است در صورت نينديشيدن چاره‌اي براي مقابله با عوامل تهديدكننده، محيط‌زيست اين كلانشهر در بخش‌هاي آب، هوا، خاك و صوت مي‌تواند در درازمدت منجر به وقوع يك فاجعه زيست‌محيطي شود.
اين موضوع غريبي نيست، چرا كه ما هم‌اكنون نيز شاهد تبعات آن در كوتاه‌مدت هستيم. در اين خصوص نگاهي هر چند كوتاه و گذرا به معضلات تهديدكننده محيط‌ زيست در تهران به ما كمك خواهد كرد تا در آينده با بررسي‌هاي دقيق و كارشناسي در اين زمينه، شرايط مقابله با اين معضلات را فراهم كنيم و محيط قابل تحملي را براي نسل‌هاي آينده به يادگار بگذاريم. همان طور كه گفته شد، تهران در سال‌هاي اخير با مشكلات و معضلات زيست‌محيطي متعددي درگير شده است. بررسي‌هاي آماري نشان مي‌دهد بسياري از اين معضلات در شكايات مردمي بروز داده مي‌شود.
آلودگي ناشي از فاضلاب رها شده در معابر ، پسماندهاي پراكنده شده در سطح شهر ، آلودگي‌هاي صنعتي ، آلودگي‌ ناشي از اصوات غيراستاندارد و بسياري ديگر از موارد، فهرست چالش‌هاي زيست‌محيطي شهر تهران را از نگاه مردم مشخص مي‌كند بنابراين معضلات زيست‌محيطي شهر تهران را مي‌توان با مقوله‌هاي زير مرتبط دانست:

*‌ جمعيت (تمركز و مهاجرت)‌
*‌ تردد وسايل نقليه
*‌ زباله (خانگي، صنعتي و بيمارستاني)‌
*‌ ساخت و سازهاي غيرمجاز بويژه در دامنه‌هاي البرز
*‌ فاضلاب و آلودگي منابع آب و خاك

_________________
هر درخت گل كه زيب خانه‌اي است
خود معاد و هم جزاي دانه‌اي است


بالا
 مشخصات  
 
پستارسال شده در: چهارشنبه آذر 6, 87 11:46 am 
آفلاين
مدیر سایت
نماد کاربر

تاريخ عضويت: جمعه مهر 26, 87 12:52 pm
پست ها : 1225
جمعيت (تمركز و مهاجرت)
براساس‌ آخرين سرشماري نفوس در سال 1385 جمعيت تهران حدود 7 ميليون و 800 هزار نفر اعلام شده است. اين ميزان جمعيت، حدود 10 درصد از جمعيت كل كشور را تشكيل مي‌دهد.
در مبحث جمعيت و از عواقب رشد بي‌رويه آن مي‌توان به توليد انبوه زباله اعم از زباله خانگي، زباله‌هاي توليد شده صنعتي و خدماتي كه در راستاي تامين نيازهاي رفاهي جمعيت ساكن در اين شهر ايجاد مي‌شود و زباله‌هاي بيمارستاني اشاره كرد.
ساخت و سازهاي غيرمجاز كه باعث از بين رفتن پوشش گياهي و چشم‌اندازهاي زيباي طبيعي مي‌شود، از ديگر پيامدهاي رشد بي‌رويه جمعيت در اين كلانشهر است.
به موارد بالا مي‌توان آلودگي هواي ناشي از تردد درون‌شهري اين جمعيت و همچنين آلودگي آب و خاك ناشي از فاضلاب اشاره كرد؛ البته با توجه به اهميت موضوع در بخش‌هاي بعدي به تفصيل به نكات مورد اشاره خواهيم پرداخت.

تردد وسايل نقليه
بنزين مورد مصرف توسط وسايل نقليه در تهران بزرگ حدود 13 ميليون ليتر در روز است. اين ميزان بنزين مصرفي همراه گازوئيل مورد استفاده در ديگر بخش‌هاي حمل و نقل شهري، سالانه بيش از 10 ميليون تن گازكربنيك توليد مي‌كنند.
در اين مبحث بايد به ترافيك‌هاي درون‌شهري نيز كه باعث تشديد مصرف سوخت مي‌شود، اشاره كرد. عدم توازن در ايجاد بزرگراه‌ها و مسيرهاي دسترسي با تعداد خودروهاي در حال تردد در تهران به افزايش آلودگي هوا و صوت دامن مي‌زند؛ همچنين روند شماره‌گذاري خودروها و ورود خودروهاي جديد (روزانه 1200خودرو)‌ فارغ از بحث بهسوزي كه به طور متوسط رشد 15 درصدي خودرو در طول يك سال را به همراه دارد، وقتي با روند كند خارج‌سازي خودروهاي فرسوده همراه مي‌شود، مي‌تواند نقش بسزايي در افزايش آلودگي‌هاي زيست‌محيطي از جمله آلودگي هوا، خاك و صوت داشته باشد.
شايد نظارت دقيق در ساخت خودروهاي داخلي، اجراي صحيح طرح ترافيك و طرح پلاك‌هاي زوج و فرد، آموزش و فرهنگسازي در استفاده از وسايل نقليه عمومي، به همراه تسريع بخشيدن طرح‌هاي عمراني در راستاي ايجاد اتوبان‌ها، تعريض معابر و دسترسي‌هاي محلي بتواند تا حدي از بار آلودگي هوا و صوت ناشي از اين معضل بزرگ زندگي شهري بكاهد.

زباله هاي خانگي‌ صنعتي و بيمارستاني‌
همان‌طور كه پيش از اين نيز اشاره شد افزايش جمعيت، توليد انبوه زباله را در پي دارد. طبق آخرين آمار موجود، روزانه حدود 7500 تن زباله خانگي در تهران بزرگ توليد مي‌شود.
از اين ميزان حدود 70 درصد را پسماندهاي غذايي، مواد آلي و فسادپذير (زباله تر)‌ مانند پوست ميوه، سبزي‌ها و پسماندهاي فضاي سبز تشكيل مي‌دهد.
حدود 29درصد زباله‌هاي شهر تهران زباله‌هاي خشك و فسادناپذير مانند انواع فلزات ، پلاستيك‌ها ، پارچه ‌، شيشه ، چوب ، كاغذ و.... تقريبا يك درصد را زايدات خطرناك و ويژه از قبيل باتري‌هاي الكتريكي، لامپ‌هاي فلوئورسنت، تيغ‌هاي اصلاح و ديگر موارد شامل مي‌شود.
رشد جمعيت و نياز به ساخت و ساز در بخش‌هاي گوناگون باعث توليد روزانه 2100 تن نخاله ساختماني در تهران مي‌شود كه حمل و نقل، بازيافت و دفن اين گونه ضايعات، خود مستلزم صرف هزينه‌هاي بسياري است.

ديگر نكته مهم و قابل اشاره در اين مطلب، مبحث زباله‌هاي بيمارستاني است. به دليل وجود مراكز متعدد درماني در تهران، يكي از معضلات مهم درخصوص پسماندها، مديريت پسماندهاي خطرناك بيمارستاني است.

زباله‌هاي خطرناك بيمارستاني شامل زباله‌هاي عفوني و غيرعفوني است كه از پسماندهاي عفوني مي‌توان به پسماندهاي آلوده به فرآورده‌هاي خوني، پسماندهاي پاتولوژي، ترشحات عفوني، پسماندهاي اتاق ايزوله، دياليز و جراحي اشاره كرد.
پسماندهاي شيميايي مانند زباله‌هاي دارويي و شيميايي همراه پسماندهاي برنده و نوك تيز از قبيل سر سوزن، آنژيوكت، لانست، شيشه‌هاي شكسته سرم و فرآورده‌هاي خوني و همچنين مواد راديواكتيو، ديگر پسماندهاي خطرناك بيمارستاني را تشكيل مي‌دهند.
ميزان زباله‌هاي بيمارستاني در تهران حدود 70 تا 80 تن در روز است كه 20 درصد از آن به زباله‌هاي خطرناك اختصاص دارد. بر همين اساس، تفكيك پسماندهاي خطرناك از پسماندهاي شبه خانگي در بيمارستان‌ها حائز اهميت بسيار است كه متاسفانه علي‌رغم وجود دستورالعمل‌هاي قانوني اين مساله به طور كامل محقق نشده، به نحوي كه يا در برخي مراكز درماني جداسازي به طور صحيح انجام نمي‌شود يا در صورت تفكيك زباله‌هاي خانگي و خطرناك در مبدا، به دليل اختلاط مجدد در خودروهاي حامل، اقدامات مربوط به تفكيك انجام شده فاقد نتايج مورد نظر خواهد بود.

ساخت و سازهاي غيرمجاز
جمعيت رو به افزايش تهران، نياز به ايجاد سكونتگاه‌هاي جديد را سبب مي‌شود، بخصوص وقتي مركز شهر از جمعيت اشباع شده و ديگر جذابيت‌هاي سابق را براي شهروندان نداشته باشد. جمعيت ساكن در تهران بزرگ از آلودگي‌هاي خودساخته در مركز شهر گريزان شده و در پي رسيدن به هواي سالم، داشتن چشم‌اندازهاي طبيعي و استفاده از محيط زيست سالم و بكر، به دامنه‌هاي البرز پناه مي‌برند.
به هر شكل، تغيير كاربري‌ها و ساخت و سازهاي عمدتا مسكوني در ابتداي امر كه به مرور زمان با ساخت مراكز تجاري، خدماتي و صنعتي همراه مي‌شود ، تخريب پوشش گياهي و چشم‌اندازهاي زيباي طبيعي در اطراف تهران را در پي خواهد داشت. يا به عبارت ديگر ، شهروندان تهراني براي زندگي در محيط زيست سالم، به تخريب محيط زيست كمر بسته‌اند.

فاضلاب و آلودگي منابع آب و خاك
آلودگي آب‌هاي سطحي و زيرزميني در كنار محدوديت‌ منابع آب براي تامين آب شرب سالم و بهداشتي و بالا بودن سرانه مصرف آب، يكي از معضلات اساسي پايتخت است.
افزايش جمعيت شهر تهران و بالا رفتن مصرف سرانه آب، از يك طرف موجب انتقال مقادير قابل توجهي آب از منابع اطراف به داخل شهر و تبديل آن به فاضلاب مي‌شود و از طرف ديگر به علت محدود بودن قابليت جذب زمين، ضمن آلودگي آب‌هاي زيرزميني، باعث بالا آمدن سطح آن نيز شده است.
در نواحي وسيعي از شهر، به علت غيرقابل نفوذ بودن طبقات زمين، چاه‌هاي جذبي كاربرد ندارند و فاضلاب به مجاري قنوات قديمي يا به انهار و جوي‌هاي جاري در خيابان‌هاي شهر تخليه مي‌شوند كه وضعيت بسيار بحراني‌اي براي محيط زيست ايجاد كرده است.
از بحراني‌ترين مناطق در تهران بزرگ از نظر دفع فاضلاب مي‌توان به شمال شهر به علت غيرقابل نفوذ بودن زمين و در مناطق جنوبي شهر به دليل بالا بودن سطح آب‌هاي زيرزميني و ريزدانه بودن جنس خاك اشاره كرد كه با توجه به شرايط توپوگرافي تهران، تاثير بر كيفيت آب‌هاي سطحي و زيرزميني از طريق رواناب‌ها بيشتر متوجه جنوب شهر است.
در اينجا لازم است به برخي عوامل تاثيرگذار بر كيفيت آب‌هاي سطحي اشاره كرد. از موثرترين اين عوامل مي‌توان بارندگي، مصارف خانگي، فعاليت‌هاي صنعتي و خدماتي و مصارف كشاورزي را نام برد.
بارندگي خود از طريق انتقال گاز‌هاي جوي، گازهاي محلول ناشي از فعاليت‌هاي صنعتي انسان، ذرات گرد و خاك، ذرات معلق دودكش‌ها، مواد شسته‌شده سطح زمين، مواد آلي مثل بقاياي گياهي و جانوري، انواع گوناگون ميكروب‌ها، باقيمانده علف‌كش‌ها و بسياري موارد ريز و درشت ديگر در افزايش ميزان آلايندگي آب‌هاي سطحي موثر استحمام، نظافت و شستشوي لباس‌ها و فاضلاب سرويس‌هاي بهداشتي كه موجب دفع پاك‌كننده‌ها مي‌شود از مصاديق تاثير مصارف خانگي بر آب‌هاي سطحي است.
مصرف سموم به منظور حفظ فضاي سبز، باقيمانده كودهاي شيميايي، علف‌كش‌ها و ... آلاينده‌هاي گياهي ناشي از مصارف كشاورزي را موجب مي‌شود و بالاخره در بحث عوامل موثر بر كيفيت آب‌هاي سطحي ناشي از فعاليت‌هاي خدماتي و صنعتي مي‌توان پسماندهاي شيميايي صنايع مختلف اعم از مواد اسيدي، قليايي، يون‌هاي فلزات مواد معدني جامد، تعميرگاه‌هاي خودرو و موتورسيكلت، كارواش‌ها، تعويض روغني‌ها، واحدهاي نقاشي خودرو، صنايع چوبي و فلزي، قاليشويي‌ها و ده‌ها مورد ريز و درشت ديگر را نام برد.
به هر شكل، حجم بالاي فاضلاب توليدي تهران و ديگر موارد اشاره شده وقتي با فقدان تجهيزات، زيرساخت‌هاي لازمه شهري و شبكه جمع‌آوري فاضلاب همراه مي‌شود‌ مي‌تواند باعث وارد آمدن لطمات جبران‌ناپذيري به محيط زيست تهران شود.

علاوه بر موارد گفته شده، فقدان مراكز تاسيسات مناسب براي دفع و امحاي پسماندهاي صنعتي ويژه، نبود مراكز مشخص و معين به منظور تخليه تانكرهاي حامل فاضلاب، آلودگي منابع آب شرب به فلزات سنگين و نيترات‌ها از جمله موارد بااهميت ديگر است كه بايد از آنها نام برد.
به هر حال وضعيت موجود،‌ حاصل عملكرد چندين‌ساله مسوولان و شهروندان تهراني است و اگرچه در راستاي حفظ محيط‌زيست و رسيدن به شرايط مطلوب زيستي تلاش‌هاي گسترده‌اي صورت گرفته است، اما وضعيت موجود با آنچه مردم شريف تهران در خور و شايسته آن هستند فاصله عميقي وجود دارد.
به نظر مي‌رسد براي تحقق عدالت اجتماعي و بهره‌مندي كليه شهروندان از هواي پاك، آب آشاميدني سالم، امنيت غذايي و محيطي عاري از آلودگي بايد اقدامات ويژه‌اي صورت گيرد كه از آن جمله مي‌توان توجه ويژه به محيط‌زيست در مديريت شهري را ذكر كرد.
تسريع در اجراي طرح‌هاي مديريت فاضلاب، همكاري ارگان‌هاي ذي‌ربط در راستاي شناسايي و ساماندهي مشاغل مزاحم شهري، اطلاع‌رساني به عموم مردم و تلاش براي افزايش آگاهي مردم در بخش محيط زيست، ارتقاي سطح مديريت پسماندها، محدود كردن عوامل بارگذاري در محدوده شهري، اجراي دقيق طرح جامع شهر تهران، افزايش سرانه فضاي سبز، كنترل آب‌هاي سطحي و جلوگيري از آلودگي آنها، افزايش توان نظارتي سازمان‌هاي متولي محيط‌زيست و در انتها، بازنگري بر قوانين و آيين‌نامه‌هاي مرتبط با امور شهري نيز مي‌تواند گره‌گشاي معضلات زيست‌محيطي شهر تهران باشد.



/// پايان ///

_________________
هر درخت گل كه زيب خانه‌اي است
خود معاد و هم جزاي دانه‌اي است


بالا
 مشخصات  
 
پستارسال شده در: پنج شنبه آذر 7, 87 9:36 am 
آفلاين
مدیر سایت
نماد کاربر

تاريخ عضويت: جمعه مهر 26, 87 12:52 pm
پست ها : 1225
چگونگي بكارگيري برنامه تنظيم خانواده در كشورهاي مختلف 1989


قوي: بنگلادش/ بوتسوانا / چين / السالوادور / هند / اندونزي/ كره جنوبي / موريس / مكزيك / سريلانكا / تايوان / تايلند / ترينيداد و توباگو / تونس / ويتنام


ميانه: شيلي / كلمبيا / كاستاريكا / كوبا / دومينيكن / اكوادور / مصر / غنا / گواتمالا / گويان / هندوراس / ايران / جامائيكا / كنيا / كره شمالي / لبنان / مالزي / مراكش / نپال / پاكستان / پاناما / پرو / فيليپين / آفريقاي جنوبي / سنگاپور / ونزوئلا / زامبيا / زيمباوه


ضعيف:‌ افغانستان / الجزاير / آنگولا / آرژانتين / بنين / بوتان / بوليوي / برزيل / بوركينافاسو / بروندي / كامرون / جمهوري آفريقاي مركزي / كنگو / اتيوپي / گينه / گينه بيسائو / هاييتي / اردن / لسوتو / ماداگاسكار / مالي / موريتاني / موزامبيك / نيجريه / نيجر / پاپو آگينه جديد / پاراگوئه / رواندا / سنگال / سيرالئون / سوريه / تانزانيا / توگو / تركيه / اوگاندا / اوروگوئه / يمن / زئير


خيلي ضعيف:‌ كامبوج / چاد / گابن / ساحل عاج / كويت / لائو / ليبريه / مالاوي / ميانمار / ناميبيا / عمان / عربستان سعودي / سومالي / سودان / امارات متحده عربي

_________________
هر درخت گل كه زيب خانه‌اي است
خود معاد و هم جزاي دانه‌اي است


بالا
 مشخصات  
 
پستارسال شده در: پنج شنبه آذر 7, 87 9:37 am 
آفلاين
مدیر سایت
نماد کاربر

تاريخ عضويت: جمعه مهر 26, 87 12:52 pm
پست ها : 1225
شاخص هاي جمعيتي ايران بين سالهاي 1345 تا 1375:

سال 1345:
جمعيت كل: 25078923
جمعيت كل روستائي: 15284677
جمعيت كل شهري: 9794246
جمعيت زن روستائي: 7399666
جمعيت مرد روستائي: 7885011
جمعيت زن شهري: 4697592
جمعيت مرد شهري: 5096654

سال 1355:

جمعيت كل: 33708744
جمعيت كل روستائي: 17854064
جمعيت كل شهري: 15854680
جمعيت زن روستائي: 8789168
جمعيت مرد روستائي: 9064896
جمعيت زن شهري: 7563229
جمعيت مرد شهري: 8291451

سال 1365:
جمعيت كل: 49193906
جمعيت كل روستائي: 22349351
جمعيت كل شهري: 26844555
جمعيت زن روستائي: 10964868
جمعيت مرد روستائي: 11384483
جمعيت زن شهري: 13074944
جمعيت مرد شهري: 13769611

سال 1375:
جمعيت كل: 59844082
جمعيت كل روستائي: 23026293
جمعيت كل شهري: 36817789
جمعيت زن روستائي: 11421321
جمعيت مرد روستائي: 11604972
جمعيت زن شهري: 18012766
جمعيت مرد شهري: 18805023

_________________
هر درخت گل كه زيب خانه‌اي است
خود معاد و هم جزاي دانه‌اي است


بالا
 مشخصات  
 
پستارسال شده در: پنج شنبه آذر 7, 87 9:38 am 
آفلاين
مدیر سایت
نماد کاربر

تاريخ عضويت: جمعه مهر 26, 87 12:52 pm
پست ها : 1225
فهرست منابع:


- Investing in women, unfpa 1990.
- W. Parker Mauldin and John Ross , The Population Council, as quoted by Finance and Development Dec 1992.

- انجمن تخصصي محيط زيست : www.mohit-zist.com

- پايگاه خبري آفتاب : www.aftabnews.ir

- جمعيت و تنظيم خانواده - دكتر محمد تقي شيخي - چاپ اول 1379 - ناشر: سهامي انتشار

_________________
هر درخت گل كه زيب خانه‌اي است
خود معاد و هم جزاي دانه‌اي است


بالا
 مشخصات  
 
نمايش پست ها از پيشين:  مرتب سازي بر اساس  
ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 7 پست ] 

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت [ ساعت تابستانی ] تنظیم شده است


چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 2 مهمان


شما نمي توانيد مبحث جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد
شما نمي توانيد فايل هاي پيوست در اين انجمن ارسال کنيد

جستجو براي:
انتقال به:  
Powered by phpBB ez | © Maghsad | Based on : phpBB | New Zeland Shuttle موسسه پژوهشی اقتصاد محیط زیست پژواک
Persian Translation : www.phpBB.Maghsad.com | New Zeland Shuttle